آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

114

سفرنامه كازاما ( فارسى )

آن در ساحل درياى كويت ، در كنارهء عربستان ( در جنوب ) خليج فارس لنگر انداختيم . كويت يك شهر عربى نشان مىدهد . شيخ كويت كه حاكم سياسى و شرعى اينجاست ، قدرتى همچون پادشاه داشت . او باوقار و جلال در دهانهء بازار مىنشست و به دست خود از تجار ، ماليات مىگرفت . رسم روزگار داستان‌هاى هزار و يكشب هنوز مانده است . در مدت توقف كشتى در بندر كويت ، آقاى " B " مأمور سياسى انگليس مقيم اينجا مرا به شام دعوت كرد ، اما متأسفانه نتوانستم پيش او بروم ، زيرا كه فقط دو ساعت در اين بندر مانديم . نايب شركت كشتيرانى هم كه به كشتى آمد بر اين نظر بود كه فرصت پياده شدن از كشتى نداريم . به همين علت ، به ديدن شيخ كويت هم توفيق نيافتم . انتظار داشتم كه با ديدار كردن از شيخ ( و زندگى افسانه‌اىاش ) خودم هم چهره‌اى داستانى بشوم . چون شنيده بودم كه گه‌گاه در بازار اينجا صندوق‌هاى زيب و زيوردار مىفروشند ، مىخواستم براى تحفهء بىمانند اين سفر يكى از آن بخرم . اما اين نيت هم تحقق نيافت . رسيدن به محمره از ساحل كويت حدود 4 ساعت مىكشد . نزديك اينجا بندر جديد هرمز است . اين بندر منتهااليه جنوبى خط راه‌آهن سرتاسرى ايران است . اكنون راه‌آهن در جنوب تا شهر اهواز رسيده و هر روز قطار در آمدوشد است . شوشتر در شمال اهواز پايتخت شاپور يكم ، شاهنشاه ساسانى ، بود . شوشتر از روزگاران قديم گذرگاه مهمى بود . راه تهران ( به خليج فارس ) هم به اصفهان مىرسد ، و از اصفهان كه به جنوب مىروند از اينجا مىگذرند . پس اينجا منزلگاه و كاروانسرا بود . امروزه هم در راهمان به محمره از شوشتر مىگذريم . اين شهر كهنه بر كنار رودخانهء كارون است . سربازان رومى كه در جنگ با ايران اسير شدند ، پل درازى بر اين رودخانه بستند ، و سدّى كه شاپور ، پادشاه ساسانى ، بر كنار شوشتر ساخت ، از يكهزار و هفتصد سال پيش حافظ و حايل اين شهر در برابر طغيان كارون